علي بن حسين انصارى شيرازى
257
اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )
دويم و تر است در اول و غذا بسيار دهد و مولد منى بود و سينه را نرم گرداند و باه را برانگيزد و بول براند و مسهل بود و اشتهاى طعام آورد و چون به سركه بود و خردل مقوى معده بود و آب وى رطوبت را كه پيدا گردد مفيد بود و در وى غلظى و نفخى بود و محرك شهوت جماع بود و چون بخورند و احساس نفخى در خود مشاهده كنند بعد از وى جوارش تنقل كنند مفيد بود در مخزن الادويه مىنويسد : شلجم بفتح شين و جيم معرب شلغم فارسى است و بيونانى عنقيلى و عنقلى نيز و به فارسى برشاد و شيلم نيز و بفرنگى پم بضم پا گويند لاتين BRASSICA NAPUS فرانسه NAVET انگليسى NAPHEW - TURNIP شل اسحق بن عمران گويد شل در هندوستان سفرجل هندى خوانند و آن ثمرى مدور بود و قوت وى مانند زنجبيل بود و طبيعت آن گرم بود در سئوم و تر بود در اول ملطف كيموس غليظ بود و صلابت اعصاب را نافع بود و شيخ الرئيس گويد طعم وى تلخ بود و تيز و قابض و بادها بشكند و در وى تحليل عجيب بود و عرق النسا و نقرس را مفيد بود و تياروق گويد نافع بود رياحى را كه عارض شود در رحم زنان و بچه را نگاه دارد در رحم و چون با عسل يا نبات استعمال كنند بناشتا معده را پاك گرداند و قوت امعا بدهد و نشف رطوبات بكند و مقدار مستعمل از وى تا يك درم بود و گويند مضر بود به شش و مصلح وى عسل بود و صاحب تقويم گويد صداع آورد و مصلح وى خشخاش سياه و شكر بود و صاحب منهاج سهو كرده كه گفته كه از خوردن وى همان عارض شود كه از زيبق مقتول و حق بر طرف صاحب جامع بود كه وى نيكو تحقيق كرده و باشتباه و اشتراك لفظى به شكى در غلط نمانده است صاحب مخزن الادويه مىنويسد : شل بضم شن ثمر درختى هندى است از ادويه مجهوله است بعضى آن را سفرجل هندى نامند كه بيل باشد و بعضى گفتهاند كه بزرگتر از فندق است و در طعم آن تندى و اندك تلخى و قبض است و بعضى گفتهاند مدور و به قدر زردآلو مىباشد و بعضى گفته به هيئت زنجبيل است صاحب تحفه وى را سفرجل هندى مىداند شمع موم خوانند بپارسى و ديسقوريدوس گويد بهترين وى سرخرنگ بود و خوشبوى كه بوى عسل از وى آيد و بىخلط بود طبيعت وى معتدل بود و گويند گرم بود و ملين بادهاى گرم و سرد بود و در وى انضاجى اندك بود و ملين اعصاب بود و خشك ريشها را و خشونت سينه را نافع بود طلا كردن و با روغن بنفشه لعق كردن منع شير بستن بكند زنان را چون ده حب هريك به مقدار جاورسى از وى بياشامند و همين مقدار چون در جاورس يا برنج كنند و بخورند قرحهء امعا را نافع بود و جذب سموم بكند و بر جراحتها كه از پيكان زهردار بود طلا كردن نافع بود و شريف گويد چون با روغن سوسن يا روغن زنبق بر روى طلا كنند لون را صافى گرداند و كلف ببرد و منضج دملها بود و استنشاق رايحهء وى در زمان و با نافع بود و خوردن وى شهوت طعام را ضعيف گرداند در مخزن الادويه آمده است كه : شمع به فتح شين به فارسى موم نامند و بيونانى قبروس و آن جرم خانهء زنبور است لاتين CERA فرانسه CIRE انگليسى WAX شمشرا مرزنجوش است و گفته شود در اذان الفار شمار رازيانج بود نزد اهل مصر و شام و گفته شد شمشار بقل است و گفته شد